رابطه مستقیم غریزه با ناخودآگاه و تأثیرات خوب مقابله با غرایز روی شخصیت

غریزه. همون چیزی که از تو یه انسان می‌سازه، ولی همون چیزی که می‌تونه بفرستدت به جهنم. یه جور مثل بنزین ماشین می‌مونه؛ بدونش به جایی نمی‌رسی، ولی اگه زیادی بریزی، کل ماشین رو آتیش می‌زنه. غریزه، اون صدای مزخرفیه که نصف شب تو گوش آدم زمزمه می‌کنه: «بخور. بیشتر بخور. بخواب. بیشتر بخواب. اینو بردار، اونم بردار. به کی اهمیت می‌دی؟ تو مهمی، بقیه هیچی نیستن.» و تو؟ تو فقط یه آدمی. یه آدم معمولی با یه ذهن خراب که دائماً داره با خودش دعوا می‌کنه.

غریزه و ناخودآگاه، دو تا رفیق قدیمی هستن که همیشه برایت نقشه می‌کشن. ناخودآگاه مثل یه قاتل حرفه‌ای توی سایه‌هاست، هیچی نمی‌گه، اما همیشه داره نگاهت می‌کنه. غریزه هم مثل یه دلال مواد، میاد میگه: «یه بار امتحان کن، چی می‌شه؟» اگه تسلیم بشی، دوتاشون با هم می‌زننت زمین. اگه مقابله کنی؟ خب، اونجا داستان تازه شروع می‌شه.



غریزه: راه نجات یا سقوط؟

خیلی ساده بخوام بگم، غریزه زندگیته. اگه نبود، احتمالاً تا حالا مُرده بودی. مثلاً وقتی یه ماشین با سرعت داره میاد سمتت و غریزه‌ت میگه: «بدو»، اون موقع باید ازش تشکر کنی. ولی مشکل اینه که غریزه همیشه فکر می‌کنه آخرین چیزی که می‌خوای، مهم‌ترین چیز دنیاست. مثل یه بچه لوس که هر لحظه یه اسباب‌بازی جدید می‌خواد، حتی اگه نصف خونه‌ش پر از اسباب‌بازی باشه.

غریزه فرق خوب و بد رو نمی‌فهمه. نمی‌دونه که شکم پر، بیشتر از این غذا نمی‌خواد. نمی‌فهمه که خوابیدن ۱۲ ساعت در روز، تو رو به یه زامبی بی‌مصرف تبدیل می‌کنه. غریزه فقط می‌گه «بیشتر». و اینجاست که باید تصمیم بگیری. می‌خوای یه اسب بی‌لگام باشی که هر جا بخواد می‌ره، یا می‌خوای افسار خودتو دست بگیری؟



مقابله با غریزه: یه جنگ تمام‌عیار

مقابله با غریزه، مثل اینه که بخوای یه معتاد رو از ترکوندن آخرین دوزش منصرف کنی. این جنگ، تنها جاییه که دشمن، همون خودته. و این خود، از همه باهوش‌تره. ناخودآگاهت می‌دونه چجوری باهات بازی کنه. می‌دونه از کجا ضربه بزنه. می‌دونه چجوری با یه لبخند شیطانی، وسوست کنه.

وقتی غریزه می‌گه «انجامش بده»، باید بایستی و بگی: «نه.» و هر بار که این کارو می‌کنی، یه قدم نزدیک‌تر می‌شی به اینکه آدم بهتری بشی. ولی این جنگ تموم‌شدنی نیست. غریزه همیشه اونجاست. مثل یه گربه توی تاریکی که فقط چشم‌هاشو می‌بینی. از بین نمی‌ره، ولی می‌تونی مهارش کنی.



تأثیرات مقابله با غریزه روی شخصیت

وقتی با غرایزت مقابله می‌کنی، تغییراتی توی شخصیتت به‌وجود میاد که شاید اولش متوجهشون نشی. ولی کم‌کم می‌بینی که دیگه اون آدم قبلی نیستی. اینجا چند تا از این تأثیرات رو برات می‌گم:

1. قوی‌تر شدن اراده: هر بار که به غریزه نه می‌گی، مثل اینه که یه وزنه سنگین رو بلند کردی. اراده‌ت عضله‌ایه که با هر بار تمرین قوی‌تر می‌شه. ولی اگه همیشه تسلیم بشی، ضعیف‌تر می‌شی. تا جایی که حتی نمی‌تونی به خودت نه بگی.

2. شناخت بیشتر از خودت: وقتی با غرایزت می‌جنگی، می‌فهمی که کی هستی. می‌فهمی چی برات مهم‌تره. می‌فهمی که واقعاً چی می‌خوای و چی فقط یه وسوسه لحظه‌ایه.

3. کنترل زندگی: وقتی غرایزت رو کنترل کنی، دیگه زندگیت دست اون‌ها نیست. تو تصمیم می‌گیری چیکار کنی. دیگه مثل یه عروسک خیمه‌شب‌بازی نیستی که نخ‌هاش دست ناخودآگاهه.

4. احساس آزادی: شاید عجیب باشه، ولی وقتی غرایزت رو کنترل می‌کنی، آزادی بیشتری حس می‌کنی. دیگه اسیر نیازها و تمایلاتت نیستی. می‌تونی تصمیم بگیری که به جای تسلیم شدن، راه درست رو بری.

5. ساختن شخصیت: شخصیت، همون چیزیه که از تو یه آدم واقعی می‌سازه. هر بار که با غرایزت مقابله می‌کنی، یه لایه به شخصیتت اضافه می‌کنی. مثل ساختن یه دیوار آجری، آجربه‌آجر.



طنز تاریکِ زندگی: وقتی تاریکی بهت درس می‌ده

زندگی بعضی وقتا شبیه یه جوک بی‌مزه‌ست. غریزه همیشه اونجاست که خرابش کنه. تو ممکنه فکر کنی که کنترل دست خودته، ولی یه‌دفعه می‌بینی که داری به حرف غریزه گوش می‌دی. مثلاً یه روز به خودت میای و می‌بینی که داری ساعت ۳ صبح، تو تاریکی نشستی و یه بسته چیپس دیگه رو باز می‌کنی، چون ناخودآگاهت گفته: «فقط یه بسته دیگه، به کی آسیب می‌زنه؟»

ولی همین لحظاته که بهت یاد می‌ده چرا باید قوی باشی. چرا باید بایستی و بگی: «بس کن. من یه آدمم، نه یه ربات برنامه‌ریزی‌شده.»


نتیجه‌گیری: زندگی، یه مبارزه همیشگی

غریزه و ناخودآگاه، مثل سایه‌هایی هستن که همیشه دنبالت میان. نمی‌تونی ازشون فرار کنی. نمی‌تونی نابودشون کنی. ولی می‌تونی یاد بگیری چجوری باهاشون کنار بیای. می‌تونی یاد بگیری که به جای بردگی، رهبر روان خودت باشی.

زندگی یه نبرده. یه نبرد دائمی با دنیای بیرون و دنیای درون. ولی اگه یاد بگیری چجوری بجنگی، اگه یاد بگیری چجوری با غرایزت مقابله کنی، می‌تونی چیزی رو به دست بیاری که هیچ‌کس نمی‌تونه ازت بگیره: احترام به خودت. و اونجاست که زندگی، حتی تو تاریک‌ترین لحظه‌هاش، بهت لبخند می‌زنه. البته اگه غریزه بذاره.

این مطلب توسط تیم جنگاور تولید شده و از شما برادرانه خواهشمندیم این مطلب را بدون ذکر منبع در هیچ کجا منتشر نکنید.