زندگی یه جور بازیه که قوانینش رو هیچکس بهت نمیگه. یه روز چشم باز میکنی و میبینی توی یه دنیایی که همه دارن با یه سرعت دیوانهوار میدون، و تو فقط داری فکر میکنی: «چی؟! من حتی نمیدونستم بازی شروع شده.» ولی اگه یه چیز توی این هرجومرج واضحه، اینه که هرچی بیشتر یاد بگیری، بیشتر توی بازی دووم میاری. یادگیری، اون چیزی که از لحظهای که به این دنیا پرت شدی، شروع کردی و حتی نفهمیدی که داری انجامش میدی.
ما همهچیز رو یاد گرفتیم، حتی نفس کشیدن
بذار ساده شروع کنم. تو از لحظهای که به دنیا اومدی، یه ماشین یادگیری بودی. حتی نفس کشیدن رو هم یاد گرفتی. فکر میکنی نمیخواد یادگیری؟ یه نوزاد تازهوارد دنیا رو تصور کن. یه موجود کوچیک و گیج که حتی نمیدونه چجوری هوا رو بکشه توی ریههاش. ولی بعد، کمکم مغزش سیگنال میفرسته و بدنش یاد میگیره. نفس کشیدن تبدیل به یه کار اتوماتیک میشه.
همین اصل برای همهچیز صدق میکنه. راه رفتن؟ یاد گرفتی. حرف زدن؟ یاد گرفتی. حتی اون کار سادهای مثل نگهداشتن قاشق و فرو کردنش توی دهنت، یادگیری میخواست. تو به این دنیا اومدی و با هر گام، هر اشتباه، و هر افتادن، یاد گرفتی چجوری بلند شی.
موفقیت: یه اثر جانبی از تمرینهای بیپایان
حالا بیایم جلوتر. اون روزی رو یادت بیار که اولین بار دوچرخهسواری کردی. احتمالاً چند بار زمین خوردی، چند بار گریه کردی، و چند بار خواستی بیخیالش بشی. ولی بالاخره یاد گرفتی. و بعدش؟ بعدش دوچرخهسواری برات مثل یه غریزه شد. حالا فکر کن اگه همون روز، تسلیم میشدی چی میشد؟ هیچوقت نمیفهمیدی که چقدر میتونی سریع بری.
همین داستان برای همهچیز صدق میکنه. موفقیت، چیزی نیست که یه روز صبح از خواب بیدار شی و ببینی توی اتاق خوابت منتظره. موفقیت نتیجه همون یادگیریهای کوچیکیه. نتیجه افتادن و دوباره بلند شدنه. یه جور مثل ساختن یه برج بلند از آجرهای کوچیکه. هر آجر رو با یادگیری و تمرین سر جاش میذاری.
چرا یادگیری انقدر سخت به نظر میرسه؟
مشکل اینه که همه فکر میکنن یادگیری یه چیز خارقالعادهست که باید از آسمون نازل بشه. ولی واقعیت اینه که یادگیری، بیشتر شبیه یه مشت کار کسلکنندهست که باید بارها و بارها انجامش بدی. آدمایی که موفق میشن، همونایی هستن که میفهمن یادگیری یه فرایند طولانی و خستهکنندهست.
ولی بقیه؟ اونا منتظرن تا یه جرقه جادویی بیاد و همهچیز رو براشون حل کنه. خبر بد اینه که اون جرقه هیچوقت نمیاد. خبر خوب اینه که اگه سخت کار کنی، یادگیری خودش تبدیل به جرقه میشه.
یادگیری، دشمن زمان نیست؛ همدستشه
یکی از بزرگترین اشتباههایی که آدمها میکنن، اینه که یادگیری رو دشمن زمان میدونن. «من وقت ندارم یاد بگیرم.» این جملهایه که یه نفر میگه وقتی داره ساعتها توی سوشال مدیا اسکرول میکنه. واقعیت اینه که یادگیری، زمان رو برایت ذخیره میکنه. هر چیزی که امروز یاد بگیری، فردا کارت رو آسونتر میکنه.
فکر کن اگه امروز یه مهارت جدید یاد بگیری، چند سال بعد چقدر میتونی ازش استفاده کنی. اون لحظهای که بقیه دارن دست و پا میزنن، تو میدوی. و چرا؟ چون زمانت رو هوشمندانه خرج یادگیری کردی.
یادگیری، یه چرخه بیپایانه
یادگیری هیچوقت تموم نمیشه. هر چیزی که تا الان بلدی، نتیجه سالها تمرین و تجربهست. ولی اگه فکر کنی که دیگه تموم شده، اگه فکر کنی که دیگه نیازی به یادگیری نداری، همون لحظهایه که شروع کردی به عقب رفتن. دنیا منتظر نمیمونه. اگه تو یاد نگیری، یکی دیگه یاد میگیره. اگه تو تمرین نکنی، یکی دیگه میکنه. و اون موقع، تو فقط یه تماشاچی خواهی بود.
نتیجهگیری: یادگیری، خود زندگیه
زندگی، یه کلاس درس بزرگه. یه کلاس که هیچوقت زنگ آخرش نمیخوره. هر چیزی که امروز بلدی، نتیجه یادگیریهای دیروزه. و هر چیزی که فردا میخوای بهش برسی، به این بستگی داره که امروز چقدر آمادهای یاد بگیری.
یادگیری یه قدرت جادوییه. یه قدرت که اگه درست ازش استفاده کنی، میتونی هر چیزی رو به دست بیاری. ولی اگه نادیدهش بگیری، فقط میتونی بشینی و تماشا کنی که دنیا چطور ازت جلو میزنه.
پس دفعه بعد که حس کردی یاد گرفتن یه چیز جدید سخت یا خستهکنندهست، یادت بیاد که همون سختی، همون خستگی، دقیقاً چیزی هستن که موفقیت رو میسازن. دنیا به آدمای آگاه تعلق داره. و آگاه شدن، فقط یه راه داره: یادگیری.
این مطلب توسط تیم جنگاور تولید شده و از شما برادرانه خواهشمندیم این مطلب را بدون ذکر منبع در هیچ کجا منتشر نکنید.
دیدگاه خود را بنویسید