مقدمه

در مارس ۲۰۰۳، دولت جورج دبلیو بوش اعلام کرد که رژیم صدام حسین در عراق در حال تولید و انبار تسلیحات کشتار جمعی (Weapons of Mass Destruction - WMD) است و به همین دلیل، امنیت جهانی در خطر است. با تکیه بر این استدلال، آمریکا و متحدانش به عراق حمله کردند. اما پس از سقوط بغداد و بازجویی‌های گسترده، هیچ نشانی از این تسلیحات پیدا نشد. به این ترتیب ادعایی که پیش‌تر در شورای امنیت سازمان ملل، کنفرانس‌های مطبوعاتی دولت آمریکا و حتی سخنرانی‌های رئیس‌جمهور و مقامات ارشد آن کشور مطرح شده بود، زیر سؤال رفت. در این مقاله، به بررسی شواهد و گزارش‌هایی می‌پردازیم که نشان می‌دهد دلیل اصلی حمله به عراق، چیز دیگری بوده و مسئله WMD صرفاً بهانه‌ای برای آغاز جنگ بوده است.

۱. ادعای وجود تسلیحات کشتار جمعی

دولت وقت آمریکا، به رهبری جورج دبلیو بوش، بارها در رسانه‌ها و نشست‌های بین‌المللی ادعا کرد که عراق دارای سلاح‌های شیمیایی، بیولوژیکی و حتی برنامه هسته‌ای فعال است. رئیس‌جمهور بوش در سخنرانی سالانه «سخنرانی وضعیت اتحاد» (State of the Union) در سال ۲۰۰۳، به‌طور خاص به ماجرای خرید اورانیوم از آفریقا توسط عراق اشاره کرد؛ ادعایی که بعدها مشخص شد مستندات مربوط به آن جعلی بوده است (Wilson, 2003). همچنین کالین پاول (Colin Powell)، وزیر امور خارجه وقت آمریکا، گزارش تصویری مشهوری را در شورای امنیت سازمان ملل ارائه کرد که بیانگر آزمایشگاه‌های سیار بیولوژیکی در عراق بود، اما پس از آن، این گزارش هم بی‌اساس تلقی شد (Chilcot Report, 2016).

۲. بازرسی‌های سازمان ملل و گزارشات متناقض

پس از پایان جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱، نهادهای بین‌المللی، از جمله کمیسیون ویژه سازمان ملل متحد (UNSCOM) و بعدها کمیسیون نظارت، راستی‌آزمایی و بازرسی سازمان ملل (UNMOVIC)، نظارت گسترده‌ای بر فعالیت‌های نظامی عراق داشتند. هانس بلیکس (Hans Blix) به‌عنوان رئیس تیم بازرسان ملل متحد، پیش از حمله ۲۰۰۳ بارها اعلام کرد که تیم او هیچ مدرک قاطع و قابل‌اطمینانی از وجود تسلیحات کشتار جمعی در عراق به دست نیاورده است (Blix, 2004). اما این گزارش‌ها در کاخ سفید و رسانه‌های غربی کمتر مورد توجه قرار گرفت و فشار برای حمله نظامی همچنان ادامه یافت.

۳. منافع پشت پرده برای تغییر رژیم در عراق

بسیاری از منتقدان و پژوهشگران معتقدند حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه، به‌ویژه در عراق، بیش از آنکه برای خلع تسلیحات ممنوعه باشد، به‌منظور تسلط بر منابع نفتی، اعمال نفوذ بر جریان نفت در بازار جهانی و نیز تثبیت موقعیت استراتژیک آمریکا در منطقه انجام شد (Klare, 2004). علاوه بر نفت، دولت بوش به دنبال اعمال فشار بر کشورهای منطقه و گسترش نفوذ سیاسی و نظامی خود در امتداد خلیج فارس بود.

۳.۱ نقشه خاورمیانه جدید

پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، سیاست خارجی ایالات متحده وارد فاز جدیدی شد و حمله به افغانستان به‌عنوان آغازگر «جنگ علیه تروریسم» معرفی شد. در عین حال، حلقه‌های نومحافظه‌کار در واشنگتن، تغییر رژیم عراق را به عنوان گامی کلیدی برای شکل‌دهی به «خاورمیانه بزرگ» مطرح می‌کردند (Fukuyama, 2006).

۳.۲ قراردادهای بازسازی و شرکت‌های مرتبط با دولت بوش

پس از اشغال عراق، بسیاری از قراردادهای بازسازی زیرساخت‌های این کشور، از جمله در حوزه نفت، برق و ارتباطات، به شرکت‌های خصوصی آمریکایی واگذار شد. شماری از این شرکت‌ها با مقامات ارشد دولت بوش، از جمله دیک چنی، معاون رئیس‌جمهور وقت، ارتباطات کاری و مالی داشتند (Ricks, 2006).

۴. گزارشات رسمی پس از جنگ

سال‌ها پس از آغاز جنگ، چندین نهاد و کمیته تحقیقاتی، از جمله کمیته سنای آمریکا و همچنین گزارش رسمی کمیته مستقل بریتانیا با عنوان «گزارش چیلکات» (Chilcot Report) در سال ۲۰۱۶، به این نتیجه رسیدند که دلایل دولت‌های آمریکا و بریتانیا برای حمله به عراق، روی داده‌ها و اطلاعات ناقص و غیرمطمئن بنا شده بود (Chilcot Report, 2016). هیچ گواهی مبنی بر وجود سیستماتیک تسلیحات کشتار جمعی و برنامه فعال هسته‌ای در عراق پیدا نشد و بسیاری از اسناد ارائه‌شده توسط مقامات آمریکا و بریتانیا غلط یا تحریف‌شده بود.

۵. پیامدهای جنگ برای مردم عراق

صرف‌نظر از دروغی که مبنای شروع جنگ شد، تهاجم نظامی و تحریم‌های شدید پیش و پس از حمله، تاثیر ویرانگری بر مردم عراق گذاشت. زیرساخت‌های حیاتی مانند آب، برق و سیستم بهداشت و درمان به شدت آسیب دید، آمار کشتار غیرنظامیان افزایش یافت و باعث پیدایش خشونت‌های داخلی و درگیری‌های فرقه‌ای گسترده شد (UNHCR, 2007). به‌علاوه، ظهور گروه‌های افراطی جدید، از جمله داعش، از تبعات خلأ قدرت و هرج‌ومرج سیاسی در عراق بود.

جمع‌بندی

جنگ آمریکا علیه عراق در سال ۲۰۰۳، براساس ادعای وجود تسلیحات کشتار جمعی و تهدید فوری صدام حسین شروع شد. با گذشت زمان اما آشکار شد که مدارک به شکل کافی محکم نبود و حتی بسیاری از آن‌ها جعلی یا تحریف‌شده بوده‌اند. انگیزه‌های واقعی آمریکا احتمالاً شامل کنترل منابع نفتی، گسترش حضور نظامی و اعمال نفوذ بر سایر کشورهای منطقه بوده است. در نهایت، این سیاست منجر به بی‌ثباتی شدید در عراق و شکل‌گیری بحران‌های انسانی، سیاسی و امنیتی وسیعی شد که آثار آن هنوز ادامه دارد.

رفرنس‌ها

  1. Wilson, J. (2003). “What I Didn’t Find in Africa.” The New York Times.
  2. Chilcot Report (2016). The Iraq Inquiry. UK Government.
  3. Blix, H. (2004). Disarming Iraq. Pantheon.
  4. Klare, M. (2004). “Blood and Oil: The Dangers and Consequences of America’s Growing Dependency on Imported Petroleum.” Metropolitan Books.
  5. Fukuyama, F. (2006). America at the Crossroads: Democracy, Power, and the Neoconservative Legacy. Yale University Press.
  6. Ricks, T. E. (2006). Fiasco: The American Military Adventure in Iraq. Penguin Press.
  7. UNHCR (2007). “Displacement in Iraq Reaches Critical Levels.” United Nations High Commissioner for Refugees.

این مطلب توسط تیم جنگاور تولید شده و از شما برادرانه خواهشمندیم این مطلب را بدون ذکر منبع در هیچ کجا منتشر نکنید.